باغچه سبز
خودموني با هم
آسمان مال من است
نگين آسمون هشتم
زندگي زيباست
همه چيز اما هيچ چيز
خاك من
خورجين
ايران دخت
دين و سياست
حرفهاي خوب
تاريخ ايران
يه دنيا حرف با يه دريا عشق
رز و ياس
يلدا
يادداشت هاي يك دختر تنها
به انديشه آبي فكر كن
كلبه عشق يه مرغ عشق
نگين عشق
دااش كوچيكه
پرسپوليس زلزله
سيب
گيس گلابتون
با تمام دل


عاشقانه
سلطان غم وبلاگ
دل گرمم كن
جوينده گوينده است ....
دفتر عقايد من
مسافر تاريكي
حرفهاي ناگفته
جزيره عاشقان
بــاران





جمعه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٤

 

سلام !!!!!!!‌

بعد از ۱۱ ماه مينويسم ! اما اينجا نه!!!!
اينجا : www.otanes.com

در اتانس.com منتظر ديدنتونم .

شاد باشيد

h k
یکشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸۳

پايان !!!!
سلام
به اطرافم نگاه ميکنم ، گرد و غبار رو روی تک تک اجزای خونه ، اتاقم ، وبلاگم ، ذهنم ، وجودم ، عشقم ميبينم . همه چيز داره از بين ميره . همه چيز يک روز فراموش ميشه .
يک سال و اندی نوشتم . از خودم ، از عشقم ، از خاکم ، از افکارم .و حالا نه قدرتی برای فکر کردن دارم، نه زبانی برای فرياد زدن ، نه پايی برای جلوتر رفتن و نه دستی برای نوشتن.
همه چيز بک روز فراموش ميشه.
اميدوارم همگی سبز باشيد و شاد !!
<< خداحافظ >>
h k
شنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸۳

 
کدام قله کدام اوج ؟
مگر تمامی اين راههای پيچاپيچ
در آن دهان سرد مکنده
به نقطه تلاقی و پايان نميرسند ؟
به من چه داديد، ای واژه های ساده فريب
و ای رياضت اندامها و خواهشها ؟
اگر گلی به گيسوی خود می زدم
از اين تقلب، از اين تاج کاغذين
که بر فراز سرم بو گرفته است ، فريبنده تر نبود ؟

<< وهم سبز >> فروغ فرخزاد
h k
یکشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸۳

 
عشق فرصتي براي
پرواز كردن ،
به هوا پريدن
و زمين خوردن به آدم ميدهد
و اين عالي است ! ...
متشكرم !

نوشته : شل سيلور استاين
ترجمه : چيستا يثربي
h k
پنجشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸۳

 
من و تو يکی شويم

. از هر شعله ای برتر

که هيچگاه شکست را بر ما چيرگی نيست

. چرا که از عشق روييده تنيم .

h k
پنجشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸۳

 
گل زرد و گل زرد و گل زرد
بيا با هم بناليم از سر درد
عنان تا در کف نامردمان است
ستم با مرد خواهد کرد نامرد







سياه سپيد


دست من و تو بايد اين پرده ها رو پاره کنه
کی ميتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه؟







h k
یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۳

عشق
عصاره ي پيام من ، عشق است.
پيامي ساده و بي پيرايه دارم : عشق.
در عشق، ابهامي وجود ندارد
ابهام در ماست.
مهم نيست كه به چه كسي عشق ميورزي
متعلق عشق موضوعيت ندارد.
آنچه مهم است اين است كه
بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپري كني ،
همان طور كه در بيست و چهار ساعت روزهايت ،
بي استثنا نفس ميكشي .

از كتاب: عشق پرنده اي آزاد و رها ( نوشته: اوشو، ترجمه: مسيحا برزگر)
h k
پنجشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸۳

.:: شمع تا ابد روشن ::.
قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، وديعه مريم پاک من است ، صليب مقدس من است . در وفای او اسير قيصر نمی شوم ، زر خريد يهود نميشوم ، تسليم فريسيان نميشوم ، بگذار بر قامت بلند و راستين و استوار قلبم به صليبم کشند ، به چهار ميخم کوبند ، تا او که از استوانه حياتم بوده است ، صليب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد تا خدا ببيند که به نامجويی بر قلبم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجويی بر سفره گوشت حلال توتم ننشسته ام ، تا زور بداند نا زر بداند ، تزوير بداند که امانت خدا خدا را فرعونيان نمی توانند از من گرفت ، وديعه عشق را قارونيان نمی توانند از من خريد و يادگار رسالت را بلعميان نمی توانند از من ربود .
هر کسی را ، هر قبيله ای را توتمی است ، توتم من توتم قبيله من قلم است .
قلم زبان خداست ، قلم امانت آدم است ، قلم وديعه عشق است ، هر کسی را توتمی است ، و قلم توتم ماست .




در پرتو انديشه تو،به آزادی اميدوار شديم.در نبودت افکارت را می ستاييم و در سالروز شهادتت به ياد تو در برابر ظلم و استبداد می ايستيم و دست در دست يکديگر به انديشه ات جامه عمل ميپوشانيم ، و آزادی را حق خدادادی خود ميدانيم و برای به دست آوردن حقمان از هيچ تلاشی فرو گذار نخواهيم کرد .


ای آزادی....
من از ستم بيزارم، از بند بيزارم، از زنجير بيزارم، از زنداني بيزارم، از حكومت بيزارم، از بايد بيزارم، از هر چه و هركه تو را در بند مي كشد بيزارم،

اي آزادي، مرغك پرشكسته زيباي من، كاش مي توانستم تو را ازچنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاريكي و سرما، سازندگان ديوارها و مرزها و زندانها و قلعه ها رهايت كنم، كاش قفست را مي شكستم و در هواي پاك بي ابر بي غبار بامدادي پروازت ميدادم، اما.... دستهاي مرا نيزشكسته اند، زبانم را بريده اند، پاهايم را غل و زنجير كرده اند و چشمانم را نيز بسته اند.... و گرنه، مرا با تو سرشته اند، تو را در عمق خويش، در آن صميمي ترين و راستين من خويش مي يابم، احساس مي كنم.

اما تو را که مير غضبهای استبداد،فراشان خلافت از من باز گرفته اند و مرا که به تنهايی دردمندم تبعيد کردند و به زنجير بستند چگونه ميتوانند از يکديگر بگسلند.

ای آزادی،خجسته آزادی ، خواهم که تو را به تخت بنشانم،يا آنکه مرا به پيش خود خوانی يا آنکه تو را به پيش خود خوانم...



و در آخر ...
خدايا عقيده ام را از دست عقده ام مصون بدار .
خدايا به من قدرت تحمل عقيده مخالف را ارزانی کن .
خدايا شهرت ، منی را که ميخواهم باشم قربانی منی که می خواهند باشم نکند.
خدايا به هر که دوست می داری بياموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر .


شريعتی مزينانی علی شمعی که هرگز خاموش نميشود







h k
شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸۳

بگذاريد وبلاگ نويسان آنچه مي خواهند بنويسند.
جشنواره جوانان, وبلاگها و جامعه اطلاعاتي , در حالي برگزار شد كه به گفته دبير اين جشنواره , وجود وبلاگ فارسي در اينترنت باعث شده تا اين زبان به عنوان زبان چهارم دنيا مطرح شود و اين به معناي نياز و توجه جامعه به ويژه نسل جوان به فضايي است كه مي توانند به راحتي در آن اظهار نظر كنند.

سيد مهدي ابطحي در مراسم افتتاح جشنواره گفت : خوي وبلاگ اين است كه ملك پدري هيچ كس نيست و همه با هر نوع افكاري مي توانند در آن بنويسند .
وي تصريح كرد : جامعه وبلاگ نويسان با تلاش حضور خود را اثبات كرده و مديون هيچ كس نيستند. حركتهاي مدني جوانان از درون جامعه رشد يافته و خود را به حاكميت تحميل كرده است, به طوري كه مخالفان را وادار كرده تا براي در معرض ديد بودن خود را وابسته به اين انديشه و اراده جوانان نشان دهد.
وي ادامه داد : حكومت در اكثر اتفاقات جامعه كمتر تصميم ميگيرد , بلكه بيشتر اين موارد به عنوان يك واقعيت رخ داده و خود را تحميل كرده و سپس رسمي شده اند.
وي تصريح كرد : به نظر ميرسد كه مسئولان هنوز در نيافته اند كه فرق سياست و وبلاگ چيست و وبلاگ نويسان چه خصوصياتي داشته و چه كساني هستند. اما مقوله وبلاگ نويسي در كشور رشد داشته , تا جايي كه مجموعه جريان حاكميت احساس مي كند بايد آنرا به رسميت بشناسد و اين يك قدم خير است ....

*****************
سلام
جشنواره جوانان , وبلاگها و جامعه اطلاعاتي برگزار شد . مهمترين دستاورد اين جشنواره به رسميت شناختن وبلاگ در جامعه امروز ما و همچنين توجه حكومت و دولت به وبلاگ بود .
به نظر من, ما وبلاگ نويسان به عنوان گسترده تر ين گروه نويسنده هاي كشور بايد تلاش كنيم تا وبلاگ جاي خود را بيش از پيش و به عنوان شبكه تبادل اطلاعات در نت در بين جامعه امروز پيدا كند. و مسير رو به رشد وبلاگ نويسي همچنان ادامه پيدا كند.
سبز باشيد و شاد
h k
دوشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸۳

تولد !!!
شعور يک گياه در وسط زمستان ، از تابستان گذشته نمی آيد ، از بهاری می آيد که فرا خواهد رسيد .
گياه به روزهايی که رفته اند نمی انديشد ، به روزهايی می انديشد که خواهند آمد .
اگر گياهان بر اين باورند که بهار فرا خواهد رسيد ، چرا ما انسانها باور نداريم که روزی خواهيم توانست به هر آنچه می خواهيم دست يابيم .
<< جبران خليل جبران >>

به آينده نگاه می کنم و جلو می روم و نميگذارم هيچ چيز مانع جلو رفتنم بشه .
اين چند وقته اخير به علت يه سری مشکلات نتونستم به اينجا برسم . ولی از امروز قول ميدم مثل گذشته ادامه بدم . به همه دوستان خوبم سر ميزنم اميدوارم بتونم بازم دوستهای جديد پيدا کنم.

راستی امروز تولد يک سالگی sigma5هم هست . خدا کنه بتونم صدمين تولد را کنار همتون برگزار کنم !!!

سبز باشی و شاد
h k

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

.:: زندگی زيباست ::.





#FFFFFF

  

 

پرشين‌بلاگ